من اشتباه کردم: میرحسین کاوه نیست!
ارسال شده توسط علیرضا شایسته در 88/4/12:: 10:46 صبحکاوه یک آهنگر بود. او به خوبی میدانست چگونه بر آهن خروش ملت بدمد تا سرختر شود. او میدانست چگونه و در چه هنگامی بر آهن خلق چکش فرمان بکوبد تا شکل درست را بگیرد. کاوه یک آهنگر، یک رهبر پیشتاز برای ایرانیان بود.
هرچه این روزهای گذشته نگریستم، هر چه انواع بهانهها را کنار هم چیدم و برای موسوی پیکرهای از خیال ساختم، هیچکدام در قامت کاوه نیامد. کاوه کاوه بود، یک مردم پولادین مصمم که برای خیر، هر گامش جهش نور داشت. موسوی بیشتر یک بر پشت رو جامعه است. در کلام او مغز کاریزماتیک انسجام بخش و جنبش آفرین به چشم نمیخورد. او بیشتر به یک رهبر دست دو پیرو میماند تا به رهبری خود ساخته و پیشتاز و جریان آفرین.
این روزها پس از بیماری افسردگی بزرگ، که هنوز جانم را رها نکرده، در برابر خدا ایستاده و چشم به افق دوختهام تا پرچم راستین را نشانم دهد.
پینوشت:
چشمم رو بسته بودم و نمیخواستم ببینم، اما موسوی از همان آغاز فقط همراه بود. البته این هم به نوبه خودش خوب است. اما، فقط همراه بود. پشتمان را تا اینجا خالی نکرده، اما چیزی هم به دستمان نداده. درنگ کنیم! یک لیدر متوسط یا ضعیف میتواند فاتحه یک جنبش بزرگ را بخواند. دوران خاتمی یادتان هست؟! اگر خاتمی از اقتدار درونی کافی برخوردار بود، آیا جریانساز نمیشد؟ متاسفانه ما گناه یا نقص بزرگان را راحت میبخشیم. درنگ کنیم، از همین امروز به فکر ساختن بنیان محکم باشیم. تولید فکر و یافتن نیروهای کارآمد چیزی است که فردای ایران نیازمند آن است. دموکراسی هوشمند را از همین نقطه شروع کنیم.
پینوشت دو:
به نظر من یکی از مشکلات فقدان موضعگیری سریع و صحیح موسوی در بزرنگاههاست. مثلاً پیام میدهد که مسجد قبا آمدم، ازدحام بود نشد حضور بیابم. از همه ممنونم. این که نشد پیام. به جای گفتن این حرفهای تکراری که در میدان توپخانه و جاهای دیگر هم شنیدیم، باید راهبرد ارائه میداد. یک جمله سالم میتواند انسانساز باشد و جنبش را بیمه کند. اما، ایشان همان طور که گفتم فقط حضور دارند.