سفارش تبلیغ
صبا ویژن

آیا تو خوشبختی ؟؟ (طنز)

ارسال شده توسط علیرضا شایسته در 88/4/12:: 10:35 صبح


گروهی از دانشمندان آمریکایی کشف کردند گوش چپ که اطلاعات خود را به نیمکره راست مغز ارسال می کند گوش "عشق" است و بنابراین عبارات احساسی را برای درک بهتر باید در این گوش نجوا کرد.

به گزارش مهر، مغز انسان به دو نیمکره راست و چپ تقسیم می شود. بخش چپ مغز منطق، توجه به جزئیات، زبان، علم و استراتژیها را نشان می دهد و طرف راست تصورات، اشراق و سیر و سلوک، دید همزمان، تخیلات و احساسات را حاکمیت می کند.


هر یک از این بخشهای مغز قسمت مخالف بدن را کنترل می کنند. بنابراین منطقی است که تصور شود یک جمله احساسی اگر مستقیما از طرف چپ بدن ارسال شود سریعتر به مراکز احساسی می رسند.


به طور طبیعی چشم راست با زکاوت بیشتری می تواند رنگها را درک کند این درحالی است که بهتر است مادران گونه چپ کودک را ببوسند و یا با دست چپ کودک را در آغوش بگیرند.


در حقیقت دانشمندان دانشگاه ساسکس انگلیس در تحقیقات خود نشان دادند که 85 درصد از زنان چپ دست یا راست دست کودک خود را با دست چپ در آغوش می گیرند. به این ترتیب واکنشهای فیزیکی و احساسی کودک مستقیما به طرف راست مغز مادر می رسند.


براساس گزارش تایمز، به تازگی گروهی از محققان دانشگاه "سم هاستون" آمریکا با آزمایش هزار و 120 نفر مشاهده کردند که گوش چپ در این افراد "گوش عشق" است. به طوری که 69 درصد از موارد خاطر نشان کردند تمام عبارات شیرین و عاطفی را هنگامی که از راه گوش چپ می شنوند بهتر درک می کنند و تنها 56 درصد از موارد اگر این عبارات را با گوش راست بشوند می توانند عمق آنها را درک کنند.

گوش چپ "گوش عشق" است

ارسال شده توسط علیرضا شایسته در 88/4/12:: 10:35 صبح


آقایان ، آقا پسرها ، مردان مجرد و متاهل ، افراد ذکور جامعه ...

آیا تا کنون با خود اندیشیده اید که به چه دلیل خدمت مقدس سربازی اجباریست ؟

چرا از قدیم و ندیم گفته اند که تا خدمت نروی مرد نمی شوی ؟!

چرا اکثر مردان موفق ، عامل اصلی این موفقیتشان را ? سال خدمت سربازی می دانند ؟!

چرا ?/??درصد خانواده های دختر دار حاضر نیستند به پسری که هنوز خدمت نرفته دختر بدهند ؟!

و چرا اکثر پسرهایی که قبل از سربازی رفتن زن می گیرند در آینده با مشکلاتی مواجه می شوند؟!

هدف از طرح این سوالات ، آماده کردن ذهن شما خوانندگان محترم جهت پی بردن به عمق فاجعه میباشد !

پاسخ تمام سوالات فوق در یک جمله خلاصه می شود و آن این است که ( خدمت سربازی یک دوران آموزشی و تمرینی است جهت آشنایی هر چه بیشتر و بهتر آقایان مجرد با زندگی زناشویی ! )بله ، درست شنیدید . شباهت های انکار ناپذیر میان خدمت سربازی و زندگی زناشویی آنقدر زیاد است که از دیرباز ، در اکثر کشور های دنیا خدمت سربازی اجباری را قرار دادند تا تمام افراد ذکور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشید ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) برای ? سال طعم زندگی مشترک را بچشند تا در ??? سال آینده ، زیاد احساس رنج و عذاب نکنند !

و اما شباهتهای میان خدمت سربازی و زندگی زناشویی برای آقایان :

?- چه در خدمت سربازی و چه در زندگی زناشویی ، چه بخواهی و چه نخواهی کچل خواهی شد و یا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد ! البته این کچلی در خدمت سربازی توسط ماشین اصلاح و در زندگی مشترک توسط عواملی چون : استرس شدید ، سوء تغذیه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهیتابه روغن داغ روی سر و ... صورت می گیرد ! نا گفته نماند که این کچلی در آقایان به نسبت نوع مو ، جنس ریشه مو ، عوامل ارثی و ... متفاوت است ولی به هر حال به قول معروف : دیر و زود داره ولی بالاخره هممون کل پا می شیم !


?- شباهت بعدی در زمینه داشتن فرمانده و بعبارتی ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان


?- از دیگر شباهتها می توان به این نکته اشاره کرد که اکثر سربازی رفته ها و اکثر مردان متاهل متفق

القول هستند که در این ایام ، هر روز به اندازه یکسال برای آنها می گذرد و ثانیه ها حکم ساعت را پیدامی کنند که به احتمال زیاد دلیل آن ، مواردی مشابه موارد فوق می باشد !


?- و در نهایت اینکه چند ماه پس از آنکه کارت پایان خدمت یا قباله ازدواج را دریافت کردید ، صدای خواندن این شعر معروف در گوشتان خواهد پیچید که : ( گول خوردی آی گول خوردی ! )زیرا آن موقع است که تازه دوزاریتان جا می افتد که با این کارت و قباله نه کاری به آدم می دهند و نه وام ازدواج و نه خیلی از چیزهای دیگر که شما را به بهانه آنها در این راه وارد کرده بودند ، پس متوجه خواهید شد که تنها مورد استفاده ای که برای شما خواهند داشت این است که می توانید از آنها برای امانت دادن به کلوپ جهت کرایه فیلم استفاده نمایید !!!

و یا منزل مسکونی مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردی یک فرمانبردار بی چون و چرا محسوب می شود که اگر طالب جان و سلامتی جسمی و روحیش می باشد ، باید تمام فرامین فرمانده و یا همسر خودرا بر روی تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطی از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخی جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازی ) و افتادن توی سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توی چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بیرون ، گشنگی و تشنگی کشیدن و ... ( در زندگی زناشویی ) نخواهد داشت !

?- شباهت سوم در این نکته اقتصادی خلاصه می شود که چه سرباز و چه مرد متاهل ، میزان پولی که در آخر برج به دست او خواهد رسید ، فقط به میزانیست که کفاف بر طرف کردن نیازهای اساسی او را بدهد و چیزی جهت پس انداز کردن و یا خرج کردن در زمینه هایی غیر از نیازهای اساسی نخواهد ماند و در این میان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم که جان بکنند و عرق بریزند ، فرقی به حال فرمانده یا همسرش نخواهد کرد و باطبع تاثیری در جهت افزایش مستمری آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا یکی باید کار کنه تا اون یکی حال کنه !

?- از دیگر شباهتهای موجود میان این دو قشر آسیب پذیر جامعه ، شباهت در آرزو کردن است ! بدین معنا که هر پسری پس از ورود به پادگان و خانه بخت است که قدر زندگی در خانه پدری را می فهمد از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو می کند که ای کاش هنوز هم در کنار پدر و مادرش بسر می برد و ایضا خودش را نیز لعنت خواهد کرد که چرا قدر آن روزهای شیرین را ندانسته است ! چرا که در پادگان و خانه مشترک دیگر کسی غذای مفت به او نمی دهد ، لباسهایش را نمی شوید و اتو نمی زند ، کسی نازش را نمی کشد و ... و فقط خود اوست که مسئول انجام تمام کارهای شخصی اش و نیز کارهای چند نفر دیگر می باشد !

دنیای موسیقی

ارسال شده توسط علیرضا شایسته در 88/4/12:: 10:30 صبح

به نام خدا.

خوب، همونطور که گفته بودم قرار شد آموزش موسیقی رو راه بندازم البته به سبک خودم این حرف رو میزنم چون اطلاعاتی که میدم طریقه بیانش به نوع خودشون نسبت به بقیه آموزش موسیقی ها متفاوت و منحصر به فرد هست. شاید از یه سری لحاظ غنی و از لحاظ دیگه ای  ضعیف باشه بهر حال امیدوارم بتونه اطلاعات کافی ولازم روب ده.

تئوری پایه موسیقی :

هنر بیان احساسات را به وسیله صدا موسیقی گویند.

اگر دقت کنیم در همه ساز ها نت های متفاوتی تولید میشود که هر کدام فرکانس یا بسامد خاصی دارند. فرکانس را به زبان ساده تر همان زیر و بمی صدا تلقی میکنیم. این زیر و بمی با عث تفکیک نت های مختلف تولید شده به وسیله گوش میگردد.

خوب . وقتی از سمت چپ پیانو کلید ها را به ترتیب زده و به سمت راست میرویم صدا به مراتب تیز تر یا به عبارت دیگر فرکانس بیشتر میشود. این موضوع برای وقتی که سیم گیتار را فرت به فرت پاینتر میگیریم و به پایین دسته می آییم نیز درست هست. در ویولن نیز هر چه دست را از سیم پایین تر بکشیم صدا تیز تر فرکانس بیشتر میشود. دلیل رو میذارم قسمت فیزیک ساز ها توضیح میدم.

اما سوال ایجاست که این افزایش فرکانس یا زیر و بمی چه معیاری افزایشی دارد؟ اصلا دکمه های روی پیانو یا آن دکمه های سیاه رنگ و سفید رنگ چیست؟

برای پاسخ باید گفت که در موسیقی به طور معمول واحد افزایش فرکانس یا افزایش درواقع زیر و بمی در موسیقی را نیم پرده میگویند. البته در موسیقی ایرانی ربع پرده و .. نیز تعریف شده که فعلا ما به آنها به هیچ وجه کاری نداریم.

نیم پرده در پیانو به این صورت است که هر کلید را که در پیانو زدیم کلید سمت راست تر آن را اگر فشار بدهیم (کلید مشکی اگر باشد. و اگر نباشد کلید سفید بعدی) نیم پرده به جلو میرویم.

 

میدانیم که فرکانس در هر نیم پرده نسبت به نیم پرده قبلی بیشتر میشود. اما این بیشتر شدن چه فرمول یا آهنگ افزایشی دارد؟ در پاسخ باید بگم که این افزایش فرکانس تساعدی هندسی میباشد( و نه عددی). و قدر نسبت یا همان عدد ثابت که فرکانس هر نیم پرده در ان ضرب میشود و نیم پرده بعدی به دست می آید مقداری است برابر با دو به توان یک دوازدهم.( تقریبا 1.06) اثبات این عدد به قسمت های فیزیک موسیقی)

نیم پرده در گیتار : اگر به یک گیتار نگاه کنیم میبینیم که از بالای دسته تا پایین قسمت قسمت و شبکه بندی شده و هر شبکه را یک فرت میگویند. هرگاه دست را بر روی یک فرت میگذاریم طول موثرسیم را در واقع کاهش دادیم که کاهش طول سیم افزایش فرکانس را باعث میشود اما مهم این که هر فرت یک نیم پرده می باشد . البته در ستار قضیه متفاوت است و بعضی فرت ها نیم پرده و بعضی دیگر پرده هستند. در پیانو نیم پرده به این صورته که تمامی کلید ها چه مشکی چه سفید رو تک تک همه پشت سر هم بزنیم.

نیم پرده در ویالون : در ویولن بر خلاف گیتار و پیانو به دلیل پیوسته بودن سیم و عدم وجود شبکه یا فرت افزایش فرکانس کاملا پیوسته میباشد و اگر دست را از بالای دسته از سیمی به سمت پایین بکشیم فرکانس پیوسته افزایش پیدا میکند و نه نیمپرده به نیمپرده و منقطع.. نکته مهم این که در موسیقی نت ها بر حسب این نیم پرده هاست.. و به دلیل این پیوستگی شخص باید بداند دست خود را دقیقا کجا میگذارد و در واقع نیم پرده ها را به طور فرضی فرض کرده و با دست کنترل نماید.. که باتمرین زیاد به دست می آید. فاصله نیم پرده ها ثابت هست که باید شخص با تمرین روشون تسلط پیدا کنه.

 

اما بریم سر نت ها نیم پرده ها و این که اصلا نت چیه حروف موسیقی چین و رابطشون چیه؟

خوب کوچیکترین واحد افزایش زیر و بمی رو در موسیقی معمولی رو همون طور که گفتم نیم پرده میگیم.

نکته مهمی که در موسیقی وجود داره این هست که اگر نیم پرده ای خاص را فرض کنیم و آنگاه دوازده نیم پرده دیگر جلو برویم نیم پرده دوازدهمی دقیقا فرکانسی دوبرابر نیم پرده اولی که در نظر داشتیم داره. همینطور اگه برای هر نتی این کار رو انجام بدیم دوازهمین نیم پرده بعدی فرکانسی دوبرابر نسبت به فرکانس نت قبلی دارد..به شکل زیر توجه کنید.

 

-100 - - - - - - - - - - - - 200 - - - - - - - - - - - -400 - - - - >>>گام

 کروماتیک

اگر هر خط فاصله را یک نیم پرده بگیریم یا مثلا یک فرت گیتار اگر اولین فرت 100 هرتز باشد دوازهمین فرت 200 و دوازده تا بعد تر 400هرتز میباشد.. همینطور  تا بینهایت.

پس ما این نیم پرده ها را دوازده دوازده تایی میکنیم.

نکته خیلی مهم این که اگر نت صد هرتز به اسم مثلا لا باشد نت دویست هرتز نیز همان اسم لا را دارست و...

 

اما این که اسم ها یا نت ها در موسیقی از کجا آمده اند ، این که .. در موسیقی یک فرکانس استاندارد را یک نت خاص میگیرند. این استاندارد سازی به دلیل هماهنگی همه ساز های جهان و همچنین در نت نویسی آن ها شود.( 440 هرتز برای سیم لا تعیین کردن)

 

 خوب .. اما بریم سراغ گام ها یا چگونگی بیان احساسات با این نیم پرده ها.

که مقدمه ای بشه برای تعریف الفبای نت ها. ببینید اگر تمام این نیم پرده ها را در اختیار بگیریم و به طور تصادفی هر کدام از ان ها را بزنیم و سعی در زدن آهنگی کنیم و از همه این نیم پرده ها استفاده کنیم صدایی که تولید میشود و آهنگی که زده میشود کاملا بی حس!! البته شاید اونم تو طبیعت حس خاص خودش رو داشته باشه.. خلاصه این که صدای بیخودی تولید میشه.(گاهی جاهای خنده دار استفاده میشه). و اصلا هیچ گونه احساس زیبایی توش نیست. این رو اصطلاحا گام کروماتیک میگویند که دوازده نت دوازده نت (همان نیم پرده ها(تمام آنها)) میباشد.

در واقع آهنگ های غمگین شاد و ده ها حس دیگه چجوری از این نیم پرده ها تولید میشه؟

در پاسخ باید بگم که ما برای آهنگ ساختن با این نت ها مثلا در سبک غمگین نباید تمام این نیم پرده ها را استفاده کنیم و باید یک اسکلت بندی از این نیم پرده ها را انتخاب کرده و ففط از اونا استفاده کنیم تا بتوانیم آهنگ خودمون رو بنوازیم و نت هایی که انتخاب نمیشن استفاده نمیشن دیگه.. بهمین خاطر هست که در پیانو بعضی نیم پرده ها به صورت مشکی رنگ جدا شدند.

به این جدا سازی و اسکلت بندی انتخاب نیم پرده ها (گام) میگویند.

گام های مختلفی در موسیقی وجود دارند که مشهور ترین آنها گام های مینور و ماژور میباشد.

گام های مینور غمگین و گام های ماژور شاد هستند. خوب طریقه ساخت گام مینور و ماژور رو براتون توضیح میدم.

ذهنتون رو با این اسم ها درگیر نکنید. اسم های خیلی زیادی وجود دارند و دلیل وجودشون رو توضیح میدم.

تاحالا از خودتون پرسیدین آهنگ هندی با آهنگ پلنگ صورتی با آهنگ عربی با آهنگ های آروم یا آهنگ های شاد و غمگین یا شاد ملایم یا غمگین ملایم یا هزاران احساس دیگر از کجا می آیند؟ یا اصلا چرا از وسط آهنگ پلنگ صورتی آهنگ غمگین مثلا هندی بیرون نمیاد؟ یا چرا در میان آهنگ فیلم محمد رسول الله که گام خاصی برای خودش هست آهنگ شاد ملایم دیده نمیشه؟؟ چون در همه این ها یک اسکلت بندی از میان دوازده نیم پرده انتخاب شده که فقط در هون نیم پرده ها آهنگش رو نواخته. این اسکلت بندی ماهیت احساس و هویت آهنگ هستش.

بذارید همینجا من نت های زبان موسیقی یا همون do re mi fa sol la si رو توضیح بدم.

ببینید اگر یک فرکانس خاصی رو نت do در نظر بگیریم حالا دو نیم پرده جلو بریم نت re به وجود میاد. اگر دو نیم پرده دیگه جلو بریم نت mi به وجود میاد . اگر یک نیم پرده دیگه جلوتر بریم نت fa به دست میاد. اگر دو نیم پرده دیگه جلو بریم نت sol و اگر دو نیم پرده دیگه جلو بریم نت la و دو نیم پرده دیگه جلو تر نت si هست. حالا اگه نیم پرده دیگه جلو تر بریم دوباره از اول نت do به دست می آید . همان نتی که فرکانسش دوبرابر نت do اولی هست (بالا توضیح دادم) و این روند تکرار میشه به طور خلاصه فاصله بین همشون یک پرده هست به جز می و فا نیم پرده ، سی و دو نیز نیم پرده هست. (اگر از do اولی تا do بعدی نیم پرده ها رو بشمارید همون 12 تا میشه).

در موسیقی این تعریف هستش که اصطلاحا میگن do دومی یک اکتاو از do اولی جلو تر هست.

 

do re mi fa sol la si do re mi fa sol la si do re mi fa sol la si … >> گام دیاتونیک

پس این تکرار همچنان وجود دارد.

همین الان گیتار رو بردارید و نت دو رو پیدا کنید. حالا دو نیم پرده یا دو فرت بیاید پایینتر میشه re و همیطور ادامه بدید . تا بیاد پایین . میبینید که نت های موسیقی رو طوری تعریف کردند که استفاده از اونا احساس خاصی رو منتقل میکنه. اصطلاحا انتخاب اسم نت هارا بر اساس گامی ماژور ایجاد کرده اند که این نوع ارایش دقیقا دو ماژور هست. به این گام اصطلاحا گام دیاتونیک میگویند. بعد دقیق تر توضیح میدم.

یک نمونه استاندارد دیگر نیز وجود دارد که این حروف موسیقی را با حروف انگلیسی نشان میدهند که به صورت زیر است.

C(do)    D(re)     E(mi)    F(fa)    G(sol)    A(la)    B(si)  

 


دنیای موسیقی(قسمت دوم)

ارسال شده توسط علیرضا شایسته در 88/4/12:: 10:30 صبح

فرمول ساخت گام های ماژور(بزرگ) MAJOR

هر دو نیم پرده میشه یه پرده. پس مثلا سه نیم پرده میشه یک و نیم پرده. با توجه به این توضیحات به طور ساده تر توضیح رو با این استاندارد که حرف T  رو یک پرده و حرف S  رو نیم پرده بگیریم گام ماژور به صورت زیر تعریف میگردد.شماره ها نت ها هستن( کتاب آموزش گیتار به روش خوان مارتین)

 

1  T 2 T 3 S 4 T 5 T 6 T 7 S 8

 

عدد یک نشان دهنده اولین نت میباشد.T به معنای افزایش دو تا  نیم پرده( یک پرده) و . S به معنای نیم پرده میباشد.

حالا اگر نت شماره یک دو باشد دو ماژور ساخته میشود. اگر سل باشد سل ماژور و ...

فرمول ساخت گام های مینور هارمونیک

T 2 S 3 T 4 T 5 S 6 T+S 7 S 8

T+S به معنای یک و نیم پرده یا سه نیم پرده میباشد.

 

 

فرمول ساخت گام های مینور ملودیک

T 2 S 3 T 4 T 5 T 6 T 7 S 8

 

آکورد ها مجموعه ای از نت ها هستند که با هم یا به ترتیب پشت سر هم نواخته میشوند.

آکورد ها در پیانو و گیتار از همین اسکلت بندی انتخاب میشود. مثلا آکورد دو ماژور از نت های گام دو ماژور استفاده میکند.

ساخت آکورد (سه تایی)

آکورد های سه تایی به دلیل سادگی در پیانو و گیتار به این صورت نواخته میشود که تمامی نت ها را نمینوازند مثلا نت اولی و سومی و پنجمی را نواخته و دوباره نت اولی سومی پنجمی از اکتاو بعدی(دوازده نیم پرده بعدی). این حالت اکورد ها را در گیتار و پیانو تشریح میکند. هر چند در گیتار گاهی بدلیل محدودیت سیم ها بعضی نت های دیگر هم فشرده نمیشود.(اکورد دوتایی میشود)

آکورد ها را به صورت زیر نمایش میدهند. اگر ماژور باشد فقط حرف بزرگ اما اگر مینور باشد یک m کوچک کنارش میگذارند.

Do major = C

Do minor = Cm

تعریف دیز و بمل که به ترتیب با علامت های # و b نمایش داده میشود.

اگر هر نتی باهر اسمی را به هر شکل فقط نیم پرده افزایش بدهیم دیز آن به وجود می آید.

اگر هر نتی باهر اسمی را به هر شکل فقط نیم پرده کاهش بدهیم بمل آن به وجود می آید.

مثلا می دیز همان فا میباشد.

 

گه گدار در حین نواختن در گامی خاص مثلا در ملودی گاهی دیده میشود که از نیم پرده هایی که خارج از گام میباشد استفاده میشود(در پیانو در گام پیش فرض دو ماژور کلید های مشکی نیز برای لحظاتی کوتاه فشرده میشود). این یک تکنیک خاص هست که به نظر من نوازندگان با خلاقیت و تجربه و احساس درونی خودشون گه گدار گام رو تغییرات جزئی میدن و دوباره به گام اصلی بر میگردن . یا گاهی برای لحظاتی نت هارو به صورت کروماتیک مینوازند. که این حالات گیرایی و قدرت بیان آهنگ را به شدت بالا میبره.

 

نوازندگی رو سعی کنید تا میتونید بر اساس خلاقیت خودتون وانتخاب نت هایی که خودتون ترجیح میدین و همزمان ارتباط قویی که با احساساتتون بر قرار میکنید بنوازید و به طور همزمان در لحظه ای کوتاه از تکنیک های از قبل آموخته شده استفاده کنید.. سعی کنید آهنگ بسازید سعی کنید حرف زدن رو با گیتار یا بقیه ساز ها یاد بگیرید  نه این که منحصرا از کتاب نت بخونید یا جای نت ها رو حفظ کنید. (اساس گیتار فلامنکو) البته خوب قبلش نیاز هست که پنجه های قوی برای گرفتن فرت ها و خلاصه این که تکنیک ها کاملا تمرین شده باشه. تا خلاقیت بهتری نشون داده بشه.

 اصطلاحا بداهه نوازی کنید. حرف دلتون رو بزنید نه صرفا تقلید کنید.

سعی کنید همیشه به آهنگ ها گوش کنید و در اونا دقیق بشید. اونارو تو ذهن مجسم کنید لمس کنید و تغییر بدید و همزمان با ارتباط قویی که با احساساتتون دارین آهنگ بسازید.

حتی سعی کنید وقتی آهنگی رو میشنوید و با حتی سوت میزنید دقیقا بتونید حس کنید چند نیم پرده تغییر نت دارید. یکی؟ دو تا؟

لازمه بگم هیچی برای یه نوازنده از داشتن یه گوش قوی(منظور درک و تفکیک صدا به وسیله مغز که با تمرین قوی میشه) مهم تر نیست اما به نظر من گوشی کار کردن اهنگ هارو حس کردن خیلی نفع بزرگیه. خیلی گیتاریست ها یه سری نت هایی که از قبل یاد گرفتن رو همیشه کار میکنن و سرعتشون رو بالا میبرن اما اصلا قصد آهنگ سازی و خلاقیت و ارتباط با حس قوی درونیشون ندارن.

خوب . گام رو معرفی کردیم. حالا بریم سراغ چیزای دیگه. این که چطور یک آهنگ ساخته میشه و اصلا یک آهنگ چی داره. چه اجزایی داره چه قسمت هایی داره نت نویسی چیه؟

برای نت نویسی یعنی نوشتن آهنگ ها روی کاغذ از استاندارد هایی استفاده میشه که به ترتیب بررسی میکنیم.

اول خطوط حامل هستند . خطوط حامل 5 خط هستند که به صورت افقی رسم میشوند و نت ها را روی آن ها مینویسیم.. حالا چطور این پنج خط را با نت ها ارتباط بدهیم به این صورت هستش که یکی از خط ها را سل میگیریم. حالا به ترتیب بالا که میرویم لا سی دو و ... به ترتیب بالا میره. به خط های زیر نگاه کنید.

______fa_____________________

            mi

______re_____________________

            do

_______si____________________

            la

______sol____________________

           fa     

______mi____________________

 

دربالا خط دوم از پایین را سل گرفته و بقیه را بر همین اساس نوشته ایم. اما این که کدام خط سل گرفته شود یا فا یا ... یا مبنا چه باشد را کلید مشخص میکند. کلید موسیقی دقیقا سمت چپ این خط ها در اول کار گذاشته میشود . کلید های مختلفی در موسیقی وجود دارد که اشکال متفاوتی دارند . یک نمونه از آنها کلید سل هست که در ایجا از اون استفاده میکنیم.

خوب حالا کافی هست روی خط ها علامت مورد نظرمون رو بذاریم و از چپ به راست نت نویسی کنیم. اما علامتی که روی هر خط میگذاریم علاوه بر این که بخاطر موقعیتش روی خط ها نشون میده که چه نتی اجرا میشه ، زمان اجرای نت رو نیز ارائه میده.

زمان اجرای نت از شکل نت قابل فهمه. شکل نت میتونه گرد سفید سیاه چنگ دولا چنگ یا غیره. باشه. نت ها به صورت های نت گرد نت سفید نت سیاه نت چنگ نت دولا چنگ نت سه لا چنگ نوشته میشن. ارزش زمانی هر کدوم از اینا دوبرابر ارزش زمانی بعدی هست. مثلا اگه دولا چنگ یک دوم ثانیه باشه سه لا چنگ یک چهارم ثانیه اجرا خواهد شد.


فیزیک موسیقی

ارسال شده توسط علیرضا شایسته در 88/4/12:: 10:30 صبح

فیزیک موسیقی

خوب بحث رو علمی کنیم. و برای لحظاتی از دنیای موسیقی خارج شیم من کشته مرده این چیزام.

 

خوب اول درباره فیزیک ساز ها توضیحاتی میدم بعد میریم بر سر فرمول های ریاضی معادلات دیفرانسیل ، افزایش فرکانس و اثبات یه سری چیزا. که البته همشو تجربی و ارضای حس کنجکاوی خودم به دست اوردم.هر چند شاید بهتر بود از منابع استفاده کنم. با این که کمتر جایی دیدم چنین اطلاعاتی بهم بده.. این اطلاعات میتونه برای کسایی که با میکرو کنترولر ها کار میکنن بچه های الکترونیک و...که  قصد دارن با موسیقی ارتباط برقرار کنن مثلا یه ارگ ساده بسازن مفید باشه. بخصوص اطلاعات ریاضیش. همچنین اگه بچه ها اطلاعاتی داشتن خوشحال میشم در اختیار بذارن و مشارکت کنیم .

و اما چرا یک تار گیتار میلرزه؟؟ چرا صدا تولید میشه ؟

اگر به یک سیم به عنوان یک فنر دقت کنیم همچنین یک طول ثابت براش قائل شیم و جرمی رو سرتاسر سیم فرض کنیم یک تار مثل فنری میمونه که از هر طرف به اون نیرو وارد کنیم کار انجام شده رو در خودش ذخیره کرده و فشرده تر میشه. طول سیم جنس و میزان خاصیت کشسانی سیم باعث به وجود امدن ضریب ثابت این فنر میشه که با k نمایش میدیم.

اگر جرم سیم رو به صورت یک جسم ثابت وسط فنر فرض کنیم و بقیه سیم رو بی جرم فرض کنیم حالا فرض کنیم که جسم در حال حرکت هست. رابطه نیرویی که در هر لحظه به جسم وارد میشه به رابطه افزایش نیرو و تغییرات مکان جسم بستگی داره. این رابطه رو فعلا خطی میگیریم. اگر فرض کنیم به جسم نیرو وارد کنیم بخاطر ذخیره شدن انرژی یه نیروی مخالف به جسم از طرف فنر وارد میشه. که با مقدار جا بجا شدن جسم رابطه مستقیم داره( هرچی جسم در حال ارتعاش فاصله بیشتری از وسط داشته باشه نیروی بیشتری در همون لحظه بهش وارد میشه) رابطه ساده ای رو من فعلا در نظر میگیریم به این صورت که

F (x) = - K * x

نیروی وارده بر جسم در حال مرتعش که به وسط یک تار وصله به این صورت محاسبه میشه که علامت منفی بخاطر اینه که نیرو خلاف جهت محور ایکس ها وارد میشه. به شکل دقت کنید.

یک بار دیگه دقیق تر و ملموس تر توضیح میدم ببینید من جرم سیم رو جسمی وسط سیم فرض کردم. حالا فرض کنید داره میلرزه.در این حالت اگر جسم در وسط ارتعاش باشه سیم کاملا صاف باشه هیچ نیرویی به جسم وارد نمیشه. اما اگر جسم کاملا مثلا به سمت راست منحرف شده باشه سیم قصد داره جسم رو به سمت چپ پرتاب کنه و نیرویی به سمت چپ وارد میکنه. و حالا اگر جسم سمت چپ باشه بلعکس. اگر وسط را مبدا محور ایکس راست را سمت مثبت های محور ایکس و چپ را سمت منفی های محور فرض کنیم سپس رابطه بالا را در نظر بگیرید. در مبدا چون مقدار ایکس صفر است نیرو نیز صفر میباشد.

 

با توجه به قانون نیوتن رابطه نیروی وارده بر جسم و شتاب آن به صورت    a=f/m میباشد. یعنی شتاب جسم و نیروی جسم کاملا متشابه اند چون جرم ثابت هست. a شتاب  f نیرو m جرم است.

از طرفی طبق قوانینی دیگر با توجه به این نکات که :

شتاب لحظه ای جسم مشتق لحظه ای سرعت جسم و همچنین سرعت لحظه ای جسم مشتق لحظه ای تغییرات مکان جسم(همون محور ایکس) نسبت به زمان هست و چون در فنر بالا نیروی وارده بر جسم با مکان جسم ارتباط داره و از طرفی نیرو متشابه با شتاب هست نتیجه ترکیب اینا معادله دیفرانسیلی هست که از حل معادله دیفرانسیل فوق رابطه تغییرات مکان به صورت سینوسی یا کسینوسی حاصل میشود.

 در فنرF (x) = - k * x

همیشه a (t) = x(t)``

نتیجه > > f/m = x (t)``        >>          f = x``(t) * m          -k * x = x``(t) * m

 

معادله دیفرانسیل تشکیل شده   >>> -k * x (t) – x`` (t) = 0

و میدونیم تنها معادلات سینوسی کسینوسی هستن که خودشون با مشتق دومشون جمعش بشه صفر.

 

اما این نشون میده که تار همیشه میلرزه(چون سینوسی خالصه). در صورتی که عملا تار پس از لحظاتی از حرکت باز می ایسته و حرکت میرایی داره. دلیل ایستادن از حرکت تار اینه که یه جا انرژی تار به مرور هدر میره. یکی از جاهایی که به نظر من این اتفاق میفته هوای اطراف سیم هست نکته این که هوای اطراف سیم نیروی خلافی به سیم وارد میکه که به مرور باعث کاهش انرژی میشه عوامل موثر تر دیگه ای هم میتونه باشه. نکته مهم تر اینه که مقدار این هدر رفتن از طریق هوا با سرعت لحظه ای جسم ارتباط داره چون هرچه سریع تر جسمی در هوا تکون بخوره هوا بیشتر روش اثر میذاره. بنابر این معادله کامل تر نیروی لحظه ای وارد شده به جسم به صورت زیر میشود.و با توجه به این که سرعت جسم مشتق تغییرات حرکت هست من بجای V مقدار x`(t) میذارم. چون نیروی هوا خلاف جهت سرعت جسمه علامت منفی کنارش میذارم. K2 هم مقدارضریب ثابت  اثر بخشی هوا هست که میتونه ثابت باشه یا میتونه معادله ای پیچیده داشته باشه بر حسب متغیر های خودش.

F(x) = -k * x - k2 * x`(t)

نتیجه این که معادله دیفرانسیل کامل شده به صورت زیر است.

-k * x(t) – k2 * x`(t)x``(t) = 0

نتیجه حل چنین معادلاتی سه حالت را بوجود می آورد که بحرانی زیر میرا و فوق میرا هستند.

چون ضربه وارده به گیتار باعث افزایش چشمگیر حد اکثر سرعت میشود و به هر حال در حالت ضربه دست شرایطی پیش می آید که معادله به حالت زیر میرا رفته و نوسانی خواهد بود که به مرور میرا میشود و سیم دچار نوسان میرا میشود.

 

به عنوان سوال اخر دلیل تفاوت صدای گیتار با صدای ستار و دیگر ساز های تاری هست چرا معادله نهایی برای هر یک متفاوته؟؟ چرا صدای این ها قابل تفکیکه نت سل ستار با سل گیتار؟

نکته این که در جهان عادی و عملی ابعادی بیش از ان که فکر میکنیم وجود دارد و با در نظر گرفتن تمامی این بعد ها معادله نهایی به شدت پیچیده میشه. اما خوب مثلا میشه گفت شاید در یکی رابطه تغییر نیرو بر حسب تغییرات جابجایی خطی نیست که مسلما در هر هیچ سازی خطی نیست (k1 متغیره)و در هر سازی میتونه فرمول خودش رو داشته باشه یا مثلا پنهای باند بدنه گیتار و ستار و اثرش روی معادله مکان- نیرو یا دلایلی که باعث شه معادله دیفرانسیل مرتبه دیگه ای تشکیل شه ... و  بینهایت عامل دیگه.

نظر شما چیه؟


رابطه افزایش فرکانس بر حسب نیم پرده

ارسال شده توسط علیرضا شایسته در 88/4/12:: 10:30 صبح

رابطه افزایش فرکانس بر حسب نیم پرده

 مطالب دیگه ای درباره افزایش فرکانس نت ها در اینجا بررسی میکنیم.

خوب در نیم پرده ها دیدیم که هر نت فرکانسش در عدد ثابتی ضرب میشه و نت بعدی به وجود میاد.

خوب اگه قرار باشه نت دوازدهم (همون نت با همون اسم در اکتاو بعدی) فرکانسش دوبرابر فرکانس نت پایه باشه اگه عدده رو Q بگیریم و اگه دوازده بار Q در خودش ضرب بشه و در فرکانس نت اولی ضرب بشه اون وقت دوبرابر فرکانس نت اولی باشه معادله زیر به وجود میاد.

 

f1 * Q^ 12 = f2   >   f1 * Q^ 12 = 2* f1

 

با حل معادله فوق، Q =2^(1/12) یعنی دو به توان یک دوازدهم به دست میاد.

این عدد ثابته

نکته این که اگر این عدد ذره ای تغییر کنه موسیقی اجرا شده جز اصواتی نا مفهوم نخواهد بود.

به طور کلی اگر فرکانس نیم پرده اول را f1 هرتز بگیریم رابطه فرکانس برای نیم پرده های بعدی به این صورت خواهد بود :

F (n) = f1 * 2 ^ (n/12)

که در این فرمول n شماره نیم پرده و f1 فرکانس نیم پرده شماره صفر میباشد.

با استفاده از این فرمول ساخت یک ساز الکترونیکی ساده میباشد.

 

در یک تار مثل ویولن یا گیتار برای بدست آوردن اندازه دقیق فرت ها بر حسب طول روابطی را میشود به دست آورد و اندازه ها را به میلی متر بر حسب نیم پرده به دست آورد و از آنها برای ساخت مثلا گیتار یا مثلا علامت گذاری پرده ها نیم پرده ها با چسب در ویولن برای مبتدیان سود جست.

 

فرکانس تولیدی یک تار به عواملی ارتباط داره که این عوامل طول جرم جنس سیم و کشش وارده بر آن میباشد.

هرچه جرم سیم بیشتر باشد فرکانس تولیدی کمتر است همانطور که در گیتار مثلا سیم شماره شش از سیم شماره پنج ضخیم تر میباشد

هرچه طول سیم کمتر شود (دستمان را در فرت های پایینتری قرار دهیم) فرکانس سیم افزایش میابد رابطه افزایش فرکانس با عکس طول ارتباط دارد اف متناسب با یک الم.

طول اولیه سیم را L0 میگیریم.

با این رابطه و رابطه بالاتر نتیجه روبرو بدست می آید.

L (n) = L0 * 2 ^ (- n / 12)

N شماره نیم پرده میباشد. کافیه یه ماشین حساب بردارین حساب کنینو گیتار ساده ای بسازین.:D

ببینید n شماره نیم پرده هست که از بالا حساب میشه و l(n) طول موثر سیم برای هر نیم پرده.

اگر طول رو از بالا خواستین که مثلا واسه ویولن برای علامت گذاری لازمه طول کل رو منهای این کنین یعنی

L (n) = L0 (1- 2 ^ (- n / 12))

 

وای خسته شدم. نمیدونم کسی اینارو استفاده ای ازشون میبره یا نه.

اخه راستش خودم این رو خواستم برای این که بتونم از ویولن علامت گذاری کنم نیم پرده ها رو . دست اخر دیدم هیچی از گوش قوی تر نیست. گوشی انجامش دادم :D

لازمه بگم هیچی برای یه نوازنده از داشتن یه گوش قوی(منظور درک و تفکیک صدا به وسیله مغز که با تمرین قوی میشه) مهم تر نیست اما به نظر من گوشی کار کردن اهنگ هارو حس کردن خیلی نفع بزرگیه. خیلی گیتاریست ها یه سری نت هایی که از قبل یاد گرفتن رو همیشه کار میکنن و سرعتشون رو بالا میبرن اما اصلا قصد آهنگ سازی و خلاقیت و ارتباط با حس قوی درونیشون ندارن.

 

لازمه اینجا درباره نت های یکسان در ساز های مختلف توضیحی رو بدم.

ببینید. در گیتار نتی نواخته میشه با فرکانس 100 هرتز این موج ذره ذره میرا میشه.

صدای یک خواننده علی رغم داشتن هارمونیک های فراوان با فرکانس های مختلف اگر فرکانس اصلی یا هارمونیک اصلیش صد هرتز باشه بازم همون نت هستش

در ویولن صدای تقریبا ثابتی تولید میشه. ویولن نیز هارمونیک های زیادی تولید میکنه اما اگر هارمونیک اصلی 100 هرتز باشه همون نت تولید میشه. هرچند با تغییر متناوب فشار دست چپ روی نت فرکانسش کم و زیاد میشه اما حول صد هرتز نوسان میکنه تا یه موج ایجاد کنه و به صدای عالی ویولن زیبایی بیشتری بده و قشنگترش کنه. در پیانو نیز معادله موج با شباهت زیادی به گیتار بهمین صورت هست. شما میتونید سوت بزنید سوت با تقریب زیادی شبیه موج سینوسی سالم هست و هارمونیک کم داره.با فرکانس 100 هرتز باز هم همون نت هست. و تمامی این ها یک نت مثلا نت فا هستند.(مثال)

حرف اصلی این که تمام این ساز ها میتونن یک نت یکسان بنوازن اما دلیل این نمیشه که صداها یکی باشه دلیل اختلاف صدا همون دنیای عمل و ....

نکته بعدی این که اگر آهنگی رو در اکتاوی بزنیم و همون آهنگ رو دقیقا با فرکانس شروع دیگه ای بزنیم اینا اصلا همخوانی ندارن با هم. مگه این که فرکانس های پایه شون برابر یا دوبرابر یا چهار یا ... باشه یا در اکتاو دیگه ای باشه.

دیدید که گاهی خواننده ای آهنگی رو میخونه و بعد دوباره همون قطعه رو عینا تکرار میکنه اما با اوج؟ این داره دقیقا با صدایی که از حنجرش تولید میکنه دوبرابر و دقیقا دوبرابر یا 4 برابر یا .. لحظه قبلش میخونه. هرچند حنجره خبر نداره فرکانس تولیدی دوبرابره اما گوش و مغز سعی میکنن آهنگ رو هماهنگ کنن. جل الخالق. و فقط هنگامی که دوبرابر یا چهار .. باشد همخوانی دارد. اگر صدای خواننده یک و نیم برابر حالت قبل خوانده شود اصلا دو قطعه همخوانی ندارند. این موضوع دقیقا به این نکته اشاره داره که هر نوع آهنگی رو در هر اکتاو بزنیم با هم همخوانی دارند و میتوانند با هم اجرا شوند.

اما من هنوز نفهمیدم چرا باید این عدد 2 باشه و چرا باید بینشو 12 قسمت کنن. واسم عجیبه. اگه کسی نظری داشت تو نظرا بگه.:) چون اگر عدد ها عوض شن آهنگ ها بی مفهوم میشن. (با ارتباط با کارت صدا و دایرکت سوند و فرکانس های مختلف و برنامه نویسی ازمایش کردم)

واسه امروز بسه.

خیلی خوشحال میشم اگه نظر بذارید . اخه دقیقا از موضع خودم باخبر میشم و میفهمم کجام واسه کی مینویسم و اصلا نوشته هام فایده ای داره یا نه. ممنون میشم.. همچنین هر کسی سوال یا حرف خاصی داشت میتونه اف بذاره یا ایمیل کنه.


آموزش موسیقی *

ارسال شده توسط علیرضا شایسته در 88/4/12:: 10:30 صبح
به نام خدا
خوب، همونطور که گفته بودم قرار شد آموزش موسیقی رو راه بندازم البته به سبک خودم این حرف رو میزنم چون اطلاعاتی که میدم طریقه بیانش به نوع خودشون نسبت به بقیه آموزش موسیقی ها متفاوت و منحصر به فرد هست. شاید از یه سری لحاظ غنی و از لحاظ دیگه ای  ضعیف باشه بهر حال امیدوارم بتونه اطلاعات کافی ولازم روب ده.

تئوری پایه موسیقی :
هنر بیان احساسات را به وسیله صدا موسیقی گویند.
اگر دقت کنیم در همه ساز ها نت های متفاوتی تولید میشود که هر کدام فرکانس یا بسامد خاصی دارند. فرکانس را به زبان ساده تر همان زیر و بمی صدا تلقی میکنیم. این زیر و بمی با عث تفکیک نت های مختلف تولید شده به وسیله گوش میگردد.
خوب . وقتی از سمت چپ پیانو کلید ها را به ترتیب زده و به سمت راست میرویم صدا به مراتب تیز تر یا به عبارت دیگر فرکانس بیشتر میشود. این موضوع برای وقتی که سیم گیتار را فرت به فرت پاینتر میگیریم و به پایین دسته می آییم نیز درست هست. در ویولن نیز هر چه دست را از سیم پایین تر بکشیم صدا تیز تر فرکانس بیشتر میشود. دلیل رو میذارم قسمت فیزیک ساز ها توضیح میدم.
اما سوال ایجاست که این افزایش فرکانس یا زیر و بمی چه معیاری افزایشی دارد؟ اصلا دکمه های روی پیانو یا آن دکمه های سیاه رنگ و سفید رنگ چیست؟
برای پاسخ باید گفت که در موسیقی به طور معمول واحد افزایش فرکانس یا افزایش درواقع زیر و بمی در موسیقی را نیم پرده میگویند. البته در موسیقی ایرانی ربع پرده و .. نیز تعریف شده که فعلا ما به آنها به هیچ وجه کاری نداریم.
نیم پرده در پیانو به این صورت است که هر کلید را که در پیانو زدیم کلید سمت راست تر آن را اگر فشار بدهیم (کلید مشکی اگر باشد. و اگر نباشد کلید سفید بعدی)  نیم پرده به جلو میرویم.

میدانیم که فرکانس در هر نیم پرده نسبت به نیم پرده قبلی بیشتر میشود. اما این بیشتر شدن چه فرمول یا آهنگ افزایشی دارد؟ در پاسخ باید بگم که این افزایش فرکانس  تساعدی هندسی میباشد( و نه عددی). و قدر نسبت یا همان عدد ثابت که فرکانس هر نیم پرده در ان ضرب میشود و نیم پرده بعدی به دست می آید مقداری است برابر با دو به توان یک دوازدهم.( تقریبا 1.06) اثبات این عدد به قسمت های فیزیک موسیقی)

نیم پرده در گیتار : اگر به یک گیتار نگاه کنیم میبینیم که از بالای دسته تا پایین قسمت قسمت و شبکه بندی شده و هر شبکه را یک فرت میگویند. هرگاه دست را بر روی یک فرت میگذاریم طول موثرسیم را در واقع کاهش دادیم که کاهش طول سیم افزایش فرکانس را باعث میشود اما مهم این که هر فرت یک نیم پرده می باشد . البته در ستار قضیه متفاوت است و بعضی فرت ها نیم پرده و بعضی دیگر پرده هستند. در پیانو نیم پرده به این صورته که تمامی کلید ها چه مشکی چه سفید رو تک تک همه پشت سر هم بزنیم.
نیم پرده در ویالون : در ویولن بر خلاف گیتار و پیانو به دلیل پیوسته بودن سیم و عدم وجود شبکه یا فرت افزایش فرکانس کاملا پیوسته میباشد و اگر دست را از بالای دسته از سیمی به سمت پایین بکشیم فرکانس پیوسته افزایش پیدا میکند و نه نیمپرده به نیمپرده و منقطع.. نکته مهم این که در موسیقی نت ها بر حسب این نیم پرده هاست.. و به دلیل این پیوستگی شخص باید بداند دست خود را دقیقا کجا میگذارد و در واقع نیم پرده ها را به طور فرضی فرض کرده و با دست کنترل نماید.. که باتمرین زیاد به دست می آید. فاصله نیم پرده ها ثابت هست که باید شخص با تمرین روشون تسلط پیدا کنه.

اما بریم سر نت ها نیم پرده ها و این که اصلا نت چیه حروف موسیقی چین و رابطشون چیه؟
خوب کوچیکترین واحد افزایش زیر و بمی رو در موسیقی معمولی رو همون طور که گفتم نیم پرده میگیم.
نکته مهمی که در موسیقی وجود داره این هست که اگر نیم پرده ای خاص را فرض کنیم و آنگاه دوازده  نیم پرده دیگر جلو برویم نیم پرده دوازدهمی دقیقا فرکانسی دوبرابر نیم پرده اولی که در نظر داشتیم داره. همینطور اگه برای هر نتی این کار رو انجام بدیم دوازهمین نیم پرده بعدی فرکانسی دوبرابر نسبت به فرکانس نت قبلی دارد..به شکل زیر توجه کنید.

-100  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  - 200 -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -400  -  -  -  -  >>>گام  کروماتیک
اگر هر خط فاصله را یک نیم پرده بگیریم یا مثلا یک فرت گیتار اگر اولین فرت 100 هرتز باشد دوازهمین فرت 200 و دوازده تا بعد تر 400هرتز میباشد.. همینطور  تا بینهایت.
پس ما این نیم پرده ها را دوازده دوازده تایی میکنیم.
نکته خیلی مهم این که اگر نت صد هرتز به اسم مثلا لا باشد نت دویست هرتز نیز همان اسم لا را دارست و...

اما این که اسم ها یا نت ها در موسیقی از کجا آمده اند ، این که .. در موسیقی یک فرکانس استاندارد را یک نت خاص میگیرند. این استاندارد سازی به دلیل هماهنگی همه ساز های جهان و همچنین در نت نویسی آن ها شود.( 440 هرتز برای سیم لا تعیین کردن)

 خوب .. اما بریم سراغ گام ها یا چگونگی بیان احساسات با این نیم پرده ها.
که مقدمه ای بشه برای تعریف الفبای نت ها. ببینید اگر تمام این نیم پرده ها را در اختیار بگیریم و به طور تصادفی هر کدام از ان ها را بزنیم و سعی در زدن آهنگی کنیم و از همه این نیم پرده ها استفاده کنیم صدایی که تولید میشود و  آهنگی که زده میشود کاملا بی حس!! البته شاید اونم تو طبیعت حس خاص خودش رو داشته باشه.. خلاصه این که صدای بیخودی تولید میشه.(گاهی جاهای خنده دار استفاده میشه). و اصلا هیچ گونه احساس زیبایی توش نیست. این رو اصطلاحا گام کروماتیک میگویند که دوازده نت دوازده نت (همان نیم پرده ها(تمام آنها)) میباشد.
در واقع آهنگ های غمگین شاد و ده ها حس دیگه چجوری از این نیم پرده ها تولید میشه؟
در پاسخ باید بگم که ما برای آهنگ ساختن با این نت ها مثلا در سبک غمگین نباید تمام این نیم پرده ها را استفاده کنیم و باید یک اسکلت بندی از این نیم پرده ها را انتخاب کرده و ففط از اونا استفاده کنیم تا بتوانیم آهنگ خودمون رو بنوازیم و نت هایی که انتخاب نمیشن استفاده نمیشن دیگه.. بهمین خاطر هست که در پیانو بعضی نیم پرده ها به صورت مشکی رنگ جدا شدند.
به این جدا سازی و اسکلت بندی انتخاب نیم پرده ها (گام) میگویند.
گام های مختلفی در موسیقی وجود دارند که مشهور ترین آنها گام های مینور و ماژور میباشد.
گام های مینور غمگین و گام های ماژور شاد هستند. خوب طریقه ساخت گام مینور و ماژور رو براتون توضیح میدم.
ذهنتون رو با این اسم ها درگیر نکنید. اسم های خیلی زیادی وجود دارند و دلیل وجودشون رو توضیح میدم.
تاحالا از خودتون پرسیدین آهنگ هندی با آهنگ پلنگ صورتی با آهنگ عربی با آهنگ های آروم یا آهنگ های شاد و غمگین یا شاد ملایم یا غمگین ملایم یا هزاران احساس دیگر از کجا می آیند؟ یا اصلا چرا از وسط آهنگ پلنگ صورتی آهنگ غمگین مثلا هندی بیرون نمیاد؟ یا چرا در میان آهنگ فیلم محمد رسول الله که گام خاصی برای خودش هست آهنگ شاد ملایم دیده نمیشه؟؟ چون در همه این ها یک اسکلت بندی از میان دوازده نیم پرده انتخاب شده که فقط در هون نیم پرده ها آهنگش رو نواخته. این اسکلت بندی ماهیت احساس و هویت آهنگ هستش.
بذارید همینجا من نت های زبان موسیقی یا همون do re mi fa sol la si رو توضیح بدم.
ببینید اگر یک فرکانس خاصی رو نت do در نظر بگیریم حالا دو نیم پرده جلو بریم نت re به وجود میاد. اگر دو نیم پرده دیگه جلو بریم نت mi به وجود میاد . اگر یک نیم پرده دیگه جلوتر بریم نت fa  به دست میاد. اگر دو نیم پرده دیگه جلو بریم نت sol و اگر دو نیم پرده دیگه جلو بریم نت la و دو نیم پرده دیگه جلو تر نت si هست. حالا اگه نیم پرده دیگه جلو تر بریم دوباره از اول نت do به دست می آید . همان نتی که فرکانسش دوبرابر نت do اولی هست (بالا توضیح دادم) و این روند تکرار میشه به طور خلاصه فاصله بین همشون یک پرده هست به جز می و فا نیم پرده ، سی و دو نیز نیم پرده هست. (اگر از do اولی تا do بعدی نیم پرده ها رو بشمارید همون 12 تا میشه).
در موسیقی این تعریف هستش که اصطلاحا میگن do دومی یک اکتاو از do اولی جلو تر هست.

do re mi fa sol la si  do re mi fa sol la si  do re mi fa sol la si  … >> گام دیاتونیک
پس این تکرار همچنان وجود دارد.
همین الان گیتار رو بردارید و نت دو رو پیدا کنید. حالا دو نیم پرده یا دو فرت بیاید پایینتر میشه re و همیطور ادامه بدید . تا بیاد پایین . میبینید که نت های موسیقی رو طوری تعریف کردند که استفاده از اونا احساس خاصی رو منتقل میکنه. اصطلاحا انتخاب اسم نت هارا بر اساس گامی ماژور ایجاد کرده اند که این نوع ارایش دقیقا دو ماژور هست. به این گام اصطلاحا گام دیاتونیک میگویند. بعد دقیق تر توضیح میدم.
یک نمونه استاندارد دیگر نیز وجود دارد که این حروف موسیقی را با حروف انگلیسی نشان میدهند که به صورت زیر است.
C(do)    D(re)     E(mi)    F(fa)    G(sol)    A(la)    B(si)   

فرمول ساخت گام های ماژور(بزرگ) MAJOR
هر دو نیم پرده میشه یه پرده. پس مثلا سه نیم پرده میشه یک و نیم پرده. با توجه به این توضیحات به طور ساده تر توضیح رو با این استاندارد که حرف T  رو یک پرده و حرف S  رو نیم پرده بگیریم گام ماژور به صورت زیر تعریف میگردد.شماره ها نت ها هستن( کتاب آموزش گیتار به روش خوان مارتین)

1  T  2  T  3  S  4  T  5  T  6  T  7  S  8

عدد یک نشان دهنده اولین نت میباشد.T به معنای افزایش دو تا  نیم پرده( یک پرده)  و . S به معنای نیم پرده میباشد.
حالا اگر نت شماره یک دو باشد دو ماژور ساخته میشود. اگر سل باشد سل ماژور و ...

فرمول ساخت گام های مینور هارمونیک (عشق من)

1  T  2  S  3  T  4  T  5  S  6  T+S  7  S  8
T+S به معنای یک و نیم پرده یا سه نیم پرده میباشد.


فرمول ساخت گام های مینور ملودیک
1  T  2  S  3  T  4  T  5  T  6  T  7  S  8

آکورد ها مجموعه ای از نت ها هستند که با هم یا به ترتیب پشت سر هم نواخته میشوند.
آکورد ها در پیانو و گیتار از همین اسکلت بندی انتخاب میشود. مثلا آکورد دو ماژور از نت های گام دو ماژور استفاده میکند.
ساخت آکورد (سه تایی)
آکورد های سه تایی به دلیل سادگی در پیانو و گیتار به این صورت نواخته میشود که تمامی نت ها را نمینوازند مثلا نت اولی و سومی و پنجمی را نواخته و دوباره نت اولی سومی پنجمی از اکتاو بعدی(دوازده نیم پرده بعدی). این حالت اکورد ها را در گیتار و پیانو تشریح میکند. هر چند در گیتار گاهی بدلیل محدودیت سیم ها بعضی نت های دیگر هم فشرده نمیشود.(اکورد دوتایی میشود)
آکورد ها را به صورت زیر نمایش میدهند. اگر ماژور باشد فقط حرف بزرگ اما اگر مینور باشد یک m کوچک کنارش میگذارند.
Do major = C
Do minor = Cm
تعریف دیز و بمل که به ترتیب با علامت های #  و b  نمایش داده میشود.
اگر هر نتی باهر اسمی را به هر شکل فقط نیم پرده افزایش بدهیم دیز آن به وجود می آید.
اگر هر نتی باهر اسمی را به هر شکل فقط نیم پرده  کاهش بدهیم بمل آن به وجود می آید.
مثلا می دیز همان فا میباشد.

گه گدار در حین نواختن در گامی خاص مثلا در ملودی گاهی دیده میشود که از نیم پرده هایی که خارج از گام میباشد استفاده میشود(در پیانو در گام پیش فرض دو ماژور کلید های مشکی نیز برای لحظاتی کوتاه فشرده میشود). این یک تکنیک خاص هست که به نظر من نوازندگان با خلاقیت و تجربه و احساس درونی خودشون گه گدار گام رو تغییرات جزئی میدن و دوباره به گام اصلی بر میگردن . یا گاهی برای لحظاتی نت هارو به صورت کروماتیک مینوازند. که این حالات گیرایی و قدرت بیان آهنگ را به شدت بالا میبره.

نوازندگی رو سعی کنید تا میتونید بر اساس خلاقیت خودتون وانتخاب نت هایی که خودتون ترجیح میدین و همزمان ارتباط قویی که با احساساتتون بر قرار میکنید بنوازید و به طور همزمان در لحظه ای کوتاه از تکنیک های از قبل آموخته شده استفاده کنید.. سعی کنید آهنگ بسازید سعی کنید حرف زدن رو با گیتار یا بقیه ساز ها یاد بگیرید  نه این که منحصرا از کتاب نت بخونید یا جای نت ها رو حفظ کنید. (اساس گیتار فلامنکو) البته خوب قبلش نیاز هست که پنجه های قوی برای گرفتن فرت ها و خلاصه این که تکنیک ها کاملا تمرین شده باشه. تا خلاقیت بهتری نشون داده بشه.
 اصطلاحا بداهه نوازی کنید. حرف دلتون رو بزنید نه صرفا تقلید کنید.
سعی کنید همیشه به آهنگ ها گوش کنید و در اونا دقیق بشید. اونارو تو ذهن مجسم کنید لمس کنید و تغییر بدید و همزمان با ارتباط قویی که با احساساتتون دارین آهنگ بسازید.
حتی سعی کنید وقتی آهنگی رو میشنوید و با حتی سوت میزنید دقیقا بتونید حس کنید چند نیم پرده تغییر نت دارید. یکی؟ دو تا؟
لازمه بگم هیچی برای یه نوازنده از داشتن یه گوش قوی(منظور درک و تفکیک صدا به وسیله مغز که با تمرین قوی میشه) مهم تر نیست اما به نظر من گوشی کار کردن اهنگ هارو حس کردن خیلی نفع بزرگیه. خیلی گیتاریست ها یه سری نت هایی که از قبل یاد گرفتن رو همیشه کار میکنن و سرعتشون رو بالا میبرن اما اصلا قصد آهنگ سازی و خلاقیت و ارتباط با حس قوی درونیشون ندارن.
خوب . گام رو معرفی کردیم. حالا بریم سراغ چیزای دیگه. این که چطور یک آهنگ ساخته میشه و اصلا یک آهنگ چی داره. چه اجزایی داره چه قسمت هایی داره نت نویسی چیه؟
برای نت نویسی یعنی نوشتن آهنگ ها روی کاغذ از استاندارد هایی استفاده میشه که به ترتیب بررسی میکنیم.
اول خطوط حامل هستند . خطوط حامل 5 خط هستند که به صورت افقی رسم میشوند و نت ها را روی آن ها مینویسیم.. حالا چطور این پنج خط را با نت ها ارتباط بدهیم به این صورت هستش که یکی از خط ها را سل میگیریم. حالا به ترتیب بالا که میرویم لا سی دو و ... به ترتیب بالا میره. به خط های زیر نگاه کنید.
______fa_____________________
    mi
______re_____________________
    do
_______si____________________
    la
______sol____________________
      fa      
______mi____________________

دربالا خط دوم از پایین را سل گرفته و بقیه را بر همین اساس نوشته ایم. اما این که کدام خط سل گرفته شود یا فا یا ... یا مبنا چه باشد را کلید مشخص میکند. کلید موسیقی دقیقا سمت چپ این خط ها در اول کار گذاشته میشود . کلید های مختلفی در موسیقی وجود دارد که اشکال متفاوتی دارند . یک نمونه از آنها کلید سل هست که در ایجا از اون استفاده میکنیم.
خوب حالا کافی هست روی خط ها علامت مورد نظرمون رو بذاریم و از چپ به راست نت نویسی کنیم. اما علامتی که روی هر خط میگذاریم علاوه بر این که بخاطر موقعیتش روی خط ها نشون میده که چه نتی اجرا میشه ، زمان اجرای نت رو نیز ارائه میده.
زمان اجرای نت از شکل نت قابل فهمه. شکل نت میتونه گرد سفید سیاه چنگ دولا چنگ یا غیره. باشه. نت ها به صورت های نت گرد نت سفید نت سیاه نت چنگ نت دولا چنگ نت سه لا چنگ نوشته میشن. ارزش زمانی هر کدوم از اینا دوبرابر ارزش زمانی بعدی هست. مثلا اگه دولا چنگ یک دوم ثانیه باشه سه لا چنگ یک چهارم ثانیه اجرا خواهد شد.


فیزیک موسیقی
خوب بحث رو علمی کنیم. و برای لحظاتی از دنیای موسیقی خارج شیم من کشته مرده این چیزام.

خوب اول درباره فیزیک ساز ها توضیحاتی میدم بعد میریم بر سر فرمول های ریاضی معادلات دیفرانسیل ، افزایش فرکانس و اثبات یه سری چیزا. که البته همشو تجربی و ارضای حس کنجکاوی خودم به دست اوردم.هر چند شاید بهتر بود از منابع استفاده کنم. با این که کمتر جایی دیدم چنین اطلاعاتی بهم بده.. این اطلاعات میتونه برای کسایی که با میکرو کنترولر ها کار میکنن بچه های الکترونیک و...که  قصد دارن با موسیقی ارتباط برقرار کنن مثلا یه ارگ ساده بسازن مفید باشه. بخصوص اطلاعات ریاضیش. همچنین اگه بچه ها اطلاعاتی داشتن خوشحال میشم در اختیار بذارن و مشارکت کنیم .
و اما چرا یک تار گیتار میلرزه؟؟ چرا صدا تولید میشه ؟
اگر به یک سیم به عنوان یک فنر دقت کنیم همچنین یک طول ثابت براش قائل شیم و جرمی رو سرتاسر سیم فرض کنیم یک تار مثل فنری میمونه که از هر طرف به اون نیرو وارد کنیم کار انجام شده رو در خودش ذخیره کرده و فشرده تر میشه. طول سیم  جنس و میزان خاصیت کشسانی سیم باعث به وجود امدن ضریب ثابت این فنر میشه که با k نمایش میدیم.
اگر جرم سیم رو به صورت یک جسم ثابت وسط فنر فرض کنیم و بقیه سیم رو بی جرم فرض کنیم حالا فرض کنیم که جسم در حال حرکت هست. رابطه نیرویی که در هر لحظه به جسم وارد میشه به رابطه افزایش نیرو و تغییرات مکان جسم بستگی داره. این رابطه رو فعلا خطی میگیریم. اگر فرض کنیم به جسم نیرو وارد کنیم بخاطر ذخیره شدن انرژی یه نیروی مخالف به جسم از طرف فنر وارد میشه. که با مقدار جا بجا شدن جسم رابطه مستقیم داره( هرچی جسم در حال ارتعاش فاصله بیشتری از وسط داشته باشه نیروی بیشتری در همون لحظه بهش وارد میشه) رابطه ساده ای رو من فعلا در نظر میگیریم به این صورت که
F (x) = - K * x
نیروی وارده بر جسم در حال مرتعش که به وسط یک تار وصله به این صورت محاسبه میشه که علامت منفی بخاطر اینه که نیرو خلاف جهت محور ایکس ها وارد میشه. به شکل دقت کنید.
یک بار دیگه دقیق تر و ملموس تر توضیح میدم ببینید من جرم سیم رو جسمی وسط سیم فرض کردم. حالا فرض کنید داره میلرزه.در این حالت اگر جسم در وسط ارتعاش باشه سیم کاملا صاف باشه هیچ نیرویی به جسم وارد نمیشه. اما اگر جسم کاملا مثلا به سمت راست منحرف شده باشه سیم قصد داره جسم رو به سمت چپ پرتاب کنه و نیرویی به سمت چپ وارد میکنه. و حالا اگر جسم سمت چپ باشه بلعکس. اگر وسط را مبدا محور ایکس راست را سمت مثبت های محور ایکس و چپ را سمت منفی های محور فرض کنیم سپس رابطه بالا را در نظر بگیرید. در مبدا چون مقدار ایکس صفر است نیرو نیز صفر میباشد.

با توجه به قانون نیوتن رابطه نیروی وارده بر جسم و شتاب آن به صورت    a=f/m میباشد. یعنی شتاب جسم و نیروی جسم کاملا متشابه اند چون جرم ثابت هست. a شتاب  f نیرو m جرم است.
از طرفی طبق قوانینی دیگر با توجه به این نکات که :
شتاب لحظه ای جسم مشتق لحظه ای سرعت جسم و همچنین سرعت لحظه ای جسم مشتق لحظه ای تغییرات مکان جسم(همون محور ایکس) نسبت به زمان هست و چون در فنر بالا نیروی وارده بر جسم با مکان جسم ارتباط داره و از طرفی نیرو متشابه با شتاب هست نتیجه ترکیب اینا معادله دیفرانسیلی هست که از حل معادله دیفرانسیل فوق رابطه تغییرات مکان به صورت سینوسی یا کسینوسی حاصل میشود.
  در فنرF (x) = - k * x
همیشه  a (t) = x(t)``
نتیجه  > > f/m = x (t)``        >>          f = x``(t) * m          -k * x = x``(t) * m

معادله دیفرانسیل تشکیل شده   >>> -k * x (t) – x`` (t) = 0

و میدونیم تنها معادلات سینوسی کسینوسی هستن که خودشون با مشتق دومشون جمعش بشه صفر.

اما این نشون میده که تار همیشه میلرزه(چون سینوسی خالصه). در صورتی که عملا تار پس از لحظاتی از حرکت باز می ایسته و حرکت میرایی داره. دلیل ایستادن از حرکت تار اینه که یه جا انرژی تار به مرور هدر میره. یکی از جاهایی که به نظر من این اتفاق میفته هوای اطراف سیم هست نکته این که هوای اطراف سیم نیروی خلافی به سیم وارد میکه که به مرور باعث کاهش انرژی میشه عوامل موثر تر دیگه ای هم میتونه باشه. نکته مهم تر اینه  که مقدار این هدر رفتن از طریق هوا با سرعت لحظه ای جسم ارتباط داره چون هرچه سریع تر جسمی در هوا تکون بخوره هوا بیشتر روش اثر میذاره. بنابر این معادله کامل تر نیروی لحظه ای وارد شده به جسم به صورت زیر میشود.و با توجه به این که سرعت جسم مشتق تغییرات حرکت هست من بجای V  مقدار x`(t) میذارم. چون نیروی هوا خلاف جهت سرعت جسمه علامت منفی کنارش میذارم. K2 هم مقدارضریب  ثابت  اثر بخشی هوا هست که میتونه ثابت باشه یا میتونه معادله ای پیچیده داشته باشه بر حسب متغیر های خودش.
F(x) = -k * x  -  k2 * x`(t)
نتیجه این که معادله دیفرانسیل کامل شده به صورت زیر است.
-k * x(t) – k2 *  x`(t) -  x``(t) = 0
نتیجه حل چنین معادلاتی سه حالت را بوجود می آورد که بحرانی زیر میرا و فوق میرا هستند.
چون ضربه وارده به گیتار باعث افزایش چشمگیر حد اکثر سرعت میشود و به هر حال در حالت ضربه دست شرایطی پیش می آید که معادله به حالت زیر میرا رفته و نوسانی خواهد بود که به مرور میرا میشود و سیم دچار نوسان میرا میشود.

به عنوان سوال اخر دلیل تفاوت صدای گیتار با صدای ستار و دیگر ساز های تاری هست چرا معادله نهایی برای هر یک متفاوته؟؟ چرا صدای این ها قابل تفکیکه نت سل ستار با سل گیتار؟
نکته این که در جهان عادی و عملی ابعادی بیش از ان که فکر میکنیم وجود دارد و با در نظر گرفتن تمامی این بعد ها معادله نهایی به شدت پیچیده میشه. اما خوب مثلا میشه گفت شاید در یکی رابطه تغییر نیرو بر حسب تغییرات جابجایی خطی نیست که مسلما در هر هیچ سازی خطی نیست (k1 متغیره)و در هر سازی میتونه فرمول خودش رو داشته باشه یا مثلا پنهای باند بدنه گیتار و ستار و اثرش روی معادله مکان- نیرو یا دلایلی که باعث شه معادله دیفرانسیل مرتبه دیگه ای تشکیل شه ... و  بینهایت عامل دیگه.
نظر شما چیه؟


رابطه افزایش فرکانس بر حسب نیم پرده

مطالب دیگه ای درباره افزایش فرکانس نت ها در اینجا بررسی میکنیم.
خوب در نیم پرده ها دیدیم که هر نت فرکانسش در عدد ثابتی ضرب میشه و نت بعدی به وجود میاد.
خوب اگه قرار باشه نت دوازدهم (همون نت با همون اسم در اکتاو بعدی) فرکانسش دوبرابر فرکانس نت پایه باشه اگه عدده رو Q بگیریم و اگه دوازده بار Q در خودش ضرب بشه و در فرکانس نت اولی ضرب بشه اون وقت دوبرابر فرکانس نت اولی باشه معادله زیر به وجود میاد.

f1 * Q^ 12 = f2   >   f1 * Q^ 12 = 2* f1

با حل معادله فوق، Q =2^(1/12)  یعنی دو به توان یک دوازدهم به دست میاد.
این عدد ثابته
نکته این که اگر این عدد ذره ای تغییر کنه موسیقی اجرا شده جز اصواتی نا مفهوم نخواهد بود.
به طور کلی اگر فرکانس نیم پرده اول را f1 هرتز بگیریم رابطه فرکانس برای نیم پرده های بعدی به این صورت خواهد بود :
F (n) = f1 * 2 ^ (n/12)
که در این فرمول n شماره نیم پرده و f1 فرکانس نیم پرده شماره صفر میباشد.
با استفاده از این فرمول ساخت یک ساز الکترونیکی ساده میباشد.

در یک تار مثل ویولن یا گیتار برای بدست آوردن اندازه دقیق فرت ها بر حسب طول روابطی را میشود به دست آورد و اندازه ها را به میلی متر بر حسب نیم پرده به دست آورد و از آنها برای ساخت مثلا گیتار یا مثلا علامت گذاری پرده ها نیم پرده ها با چسب در ویولن برای مبتدیان سود جست.

فرکانس تولیدی یک تار به عواملی ارتباط داره که این عوامل طول جرم جنس سیم و کشش وارده بر آن میباشد.
هرچه جرم سیم بیشتر باشد فرکانس تولیدی کمتر است همانطور که در گیتار مثلا سیم شماره شش از سیم شماره پنج ضخیم تر میباشد
هرچه طول سیم کمتر شود (دستمان را در فرت های پایینتری قرار دهیم) فرکانس سیم افزایش میابد رابطه افزایش فرکانس با عکس طول ارتباط دارد اف متناسب با یک الم.
طول اولیه سیم را L0 میگیریم.
با این رابطه و رابطه بالاتر نتیجه روبرو بدست می آید.
L (n) = L0 * 2 ^ (- n / 12)
N شماره نیم پرده میباشد. کافیه یه ماشین حساب بردارین حساب کنینو گیتار ساده ای بسازین.:D
ببینید n شماره نیم پرده هست که از بالا حساب میشه و l(n) طول موثر سیم برای هر نیم پرده.
اگر طول رو از بالا خواستین که مثلا واسه ویولن برای علامت گذاری لازمه طول کل رو منهای این کنین یعنی
L (n) = L0 (1- 2 ^ (- n / 12))

وای خسته شدم. نمیدونم کسی اینارو استفاده ای ازشون میبره یا نه.
اخه راستش خودم این رو خواستم برای این که بتونم از ویولن علامت گذاری کنم نیم پرده ها رو . دست اخر دیدم هیچی از گوش قوی تر نیست. گوشی انجامش دادم :D
لازمه بگم هیچی برای یه نوازنده از داشتن یه گوش قوی(منظور درک و تفکیک صدا به وسیله مغز که با تمرین قوی میشه) مهم تر نیست اما به نظر من گوشی کار کردن اهنگ هارو حس کردن خیلی نفع بزرگیه. خیلی گیتاریست ها یه سری نت هایی که از قبل یاد گرفتن رو همیشه کار میکنن و سرعتشون رو بالا میبرن اما اصلا قصد آهنگ سازی و خلاقیت و ارتباط با حس قوی درونیشون ندارن.

لازمه اینجا درباره نت های یکسان در ساز های مختلف توضیحی رو بدم.
ببینید. در گیتار نتی نواخته میشه با فرکانس 100 هرتز این موج ذره ذره میرا میشه.
صدای یک خواننده علی رغم داشتن هارمونیک های فراوان با فرکانس های مختلف اگر فرکانس اصلی یا هارمونیک اصلیش  صد هرتز باشه بازم همون نت هستش
در ویولن صدای تقریبا ثابتی تولید میشه. ویولن نیز هارمونیک های زیادی تولید میکنه اما اگر هارمونیک اصلی 100 هرتز باشه همون نت تولید میشه. هرچند با تغییر متناوب فشار دست چپ روی نت فرکانسش کم و زیاد میشه اما حول صد هرتز نوسان میکنه تا یه موج ایجاد کنه و به صدای عالی ویولن زیبایی بیشتری بده و قشنگترش کنه. در پیانو نیز معادله موج با شباهت زیادی به گیتار بهمین صورت هست. شما میتونید سوت بزنید سوت با تقریب زیادی شبیه موج سینوسی سالم هست و هارمونیک کم داره.با فرکانس 100 هرتز باز هم همون نت هست. و تمامی این ها یک نت مثلا نت فا هستند.(مثال)
حرف اصلی این که تمام این ساز ها میتونن یک نت یکسان بنوازن اما دلیل این نمیشه که صداها یکی باشه دلیل اختلاف صدا همون دنیای عمل و ....
نکته بعدی این که اگر آهنگی رو در اکتاوی بزنیم و همون آهنگ رو دقیقا با فرکانس شروع دیگه ای بزنیم اینا اصلا همخوانی ندارن با هم. مگه این که فرکانس های پایه شون برابر یا دوبرابر یا چهار یا ... باشه یا در اکتاو دیگه ای باشه.
دیدید که گاهی خواننده ای آهنگی رو میخونه و بعد دوباره همون قطعه رو عینا تکرار میکنه اما با اوج؟ این داره دقیقا با صدایی  که از حنجرش تولید میکنه دوبرابر و دقیقا دوبرابر یا 4 برابر یا .. لحظه قبلش میخونه. هرچند حنجره خبر نداره فرکانس تولیدی دوبرابره اما گوش و مغز سعی میکنن آهنگ رو هماهنگ کنن. جل الخالق. و فقط هنگامی که دوبرابر یا چهار .. باشد همخوانی دارد. اگر صدای خواننده یک و نیم برابر حالت قبل خوانده شود اصلا دو قطعه همخوانی ندارند. این موضوع دقیقا به این نکته اشاره داره که هر نوع آهنگی رو در هر اکتاو بزنیم با هم همخوانی دارند و میتوانند با هم اجرا شوند.
اما من هنوز نفهمیدم چرا باید این عدد 2 باشه و چرا باید بینشو 12 قسمت کنن. واسم عجیبه. اگه کسی نظری داشت تو نظرا بگه.:) چون اگر عدد ها عوض شن آهنگ ها بی مفهوم میشن. (با ارتباط با کارت صدا و دایرکت سوند و فرکانس های مختلف و برنامه نویسی ازمایش کردم)
واسه امروز بسه.
خیلی خوشحال میشم اگه نظر بذارید . اخه دقیقا از موضع خودم باخبر میشم و میفهمم کجام واسه کی مینویسم و اصلا نوشته هام فایده ای داره یا نه. ممنون میشم.. همچنین هر کسی سوال یا حرف خاصی داشت میتونه اف بذاره یا ایمیل کنه.


پروژکتور

ارسال شده توسط علیرضا شایسته در 88/4/12:: 10:29 صبح
پروژکتور -مهدی زارعی
 
یکی از لوازم اضافی (OPTION) که بر روی خودروهای دو دیفرانسیل نصب می شود پرژکتور است که در بعضی خودروها به صورت استاندارد نصب می شود و برخی از کمپانی های مربوط نیز سفارش ساخت آن را می پذیرند.
پرژکتورهایی که قابل نصب بر روی این اتومبیل ها می باشند به سه دسته تقسیم [...]

پلوس خلاص کن چیست؟

ارسال شده توسط علیرضا شایسته در 88/4/12:: 10:29 صبح
پلوس خلاص کن چیست؟ -مهدی زارعی
 
برای آشنایی با طرز کار پلوس خلاص کن ابتدا باید پلوس را معرفی کنیم. می دانیم که نیروی تولید شده توسط موتور خودرو به گیربکس و از آنجا میله گاردان این نیرو را به دیفرنسیال انتقال می دهد. دیفرنسیال وظیفه تنظیم دور چرخ ها را به عهده دارد و مابین [...]

سفر با اتومبیل(پارت 6)(بازدید از خودرو قبل از سفر)

ارسال شده توسط علیرضا شایسته در 88/4/12:: 10:29 صبح
قبل از آغاز سفر بهتر است که بازدیدهای لازم را به عمل آورید. انجام یک بازدید کوتاه قبل از سفر به شما کمک می کند که سفر بی خطر و مطبوعی داشته باشید. لازمه این عمل فقط داشتن یک سری اطلاعات اساسی راجع به خودروتان و یک چشم دقیق برای بازرسی می باشد.
قبل از روشن [...]
<   <<   16   17   18   19   20   >>   >



بازدید امروز: 145 ، بازدید دیروز: 140 ، کل بازدیدها: 463018
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ