به نام خدا.
خوب، همونطور که گفته بودم قرار شد آموزش موسیقی رو راه بندازم البته به سبک خودم این حرف رو میزنم چون اطلاعاتی که میدم طریقه بیانش به نوع خودشون نسبت به بقیه آموزش موسیقی ها متفاوت و منحصر به فرد هست. شاید از یه سری لحاظ غنی و از لحاظ دیگه ای ضعیف باشه بهر حال امیدوارم بتونه اطلاعات کافی ولازم روب ده.
تئوری پایه موسیقی :
هنر بیان احساسات را به وسیله صدا موسیقی گویند.
اگر دقت کنیم در همه ساز ها نت های متفاوتی تولید میشود که هر کدام فرکانس یا بسامد خاصی دارند. فرکانس را به زبان ساده تر همان زیر و بمی صدا تلقی میکنیم. این زیر و بمی با عث تفکیک نت های مختلف تولید شده به وسیله گوش میگردد.
خوب . وقتی از سمت چپ پیانو کلید ها را به ترتیب زده و به سمت راست میرویم صدا به مراتب تیز تر یا به عبارت دیگر فرکانس بیشتر میشود. این موضوع برای وقتی که سیم گیتار را فرت به فرت پاینتر میگیریم و به پایین دسته می آییم نیز درست هست. در ویولن نیز هر چه دست را از سیم پایین تر بکشیم صدا تیز تر فرکانس بیشتر میشود. دلیل رو میذارم قسمت فیزیک ساز ها توضیح میدم.
اما سوال ایجاست که این افزایش فرکانس یا زیر و بمی چه معیاری افزایشی دارد؟ اصلا دکمه های روی پیانو یا آن دکمه های سیاه رنگ و سفید رنگ چیست؟
برای پاسخ باید گفت که در موسیقی به طور معمول واحد افزایش فرکانس یا افزایش درواقع زیر و بمی در موسیقی را نیم پرده میگویند. البته در موسیقی ایرانی ربع پرده و .. نیز تعریف شده که فعلا ما به آنها به هیچ وجه کاری نداریم.
نیم پرده در پیانو به این صورت است که هر کلید را که در پیانو زدیم کلید سمت راست تر آن را اگر فشار بدهیم (کلید مشکی اگر باشد. و اگر نباشد کلید سفید بعدی) نیم پرده به جلو میرویم.
میدانیم که فرکانس در هر نیم پرده نسبت به نیم پرده قبلی بیشتر میشود. اما این بیشتر شدن چه فرمول یا آهنگ افزایشی دارد؟ در پاسخ باید بگم که این افزایش فرکانس تساعدی هندسی میباشد( و نه عددی). و قدر نسبت یا همان عدد ثابت که فرکانس هر نیم پرده در ان ضرب میشود و نیم پرده بعدی به دست می آید مقداری است برابر با دو به توان یک دوازدهم.( تقریبا 1.06) اثبات این عدد به قسمت های فیزیک موسیقی)
نیم پرده در گیتار : اگر به یک گیتار نگاه کنیم میبینیم که از بالای دسته تا پایین قسمت قسمت و شبکه بندی شده و هر شبکه را یک فرت میگویند. هرگاه دست را بر روی یک فرت میگذاریم طول موثرسیم را در واقع کاهش دادیم که کاهش طول سیم افزایش فرکانس را باعث میشود اما مهم این که هر فرت یک نیم پرده می باشد . البته در ستار قضیه متفاوت است و بعضی فرت ها نیم پرده و بعضی دیگر پرده هستند. در پیانو نیم پرده به این صورته که تمامی کلید ها چه مشکی چه سفید رو تک تک همه پشت سر هم بزنیم.
نیم پرده در ویالون : در ویولن بر خلاف گیتار و پیانو به دلیل پیوسته بودن سیم و عدم وجود شبکه یا فرت افزایش فرکانس کاملا پیوسته میباشد و اگر دست را از بالای دسته از سیمی به سمت پایین بکشیم فرکانس پیوسته افزایش پیدا میکند و نه نیمپرده به نیمپرده و منقطع.. نکته مهم این که در موسیقی نت ها بر حسب این نیم پرده هاست.. و به دلیل این پیوستگی شخص باید بداند دست خود را دقیقا کجا میگذارد و در واقع نیم پرده ها را به طور فرضی فرض کرده و با دست کنترل نماید.. که باتمرین زیاد به دست می آید. فاصله نیم پرده ها ثابت هست که باید شخص با تمرین روشون تسلط پیدا کنه.
اما بریم سر نت ها نیم پرده ها و این که اصلا نت چیه حروف موسیقی چین و رابطشون چیه؟
خوب کوچیکترین واحد افزایش زیر و بمی رو در موسیقی معمولی رو همون طور که گفتم نیم پرده میگیم.
نکته مهمی که در موسیقی وجود داره این هست که اگر نیم پرده ای خاص را فرض کنیم و آنگاه دوازده نیم پرده دیگر جلو برویم نیم پرده دوازدهمی دقیقا فرکانسی دوبرابر نیم پرده اولی که در نظر داشتیم داره. همینطور اگه برای هر نتی این کار رو انجام بدیم دوازهمین نیم پرده بعدی فرکانسی دوبرابر نسبت به فرکانس نت قبلی دارد..به شکل زیر توجه کنید.
-100 - - - - - - - - - - - - 200 - - - - - - - - - - - -400 - - - - >>>گام
کروماتیک
اگر هر خط فاصله را یک نیم پرده بگیریم یا مثلا یک فرت گیتار اگر اولین فرت 100 هرتز باشد دوازهمین فرت 200 و دوازده تا بعد تر 400هرتز میباشد.. همینطور تا بینهایت.
پس ما این نیم پرده ها را دوازده دوازده تایی میکنیم.
نکته خیلی مهم این که اگر نت صد هرتز به اسم مثلا لا باشد نت دویست هرتز نیز همان اسم لا را دارست و...
اما این که اسم ها یا نت ها در موسیقی از کجا آمده اند ، این که .. در موسیقی یک فرکانس استاندارد را یک نت خاص میگیرند. این استاندارد سازی به دلیل هماهنگی همه ساز های جهان و همچنین در نت نویسی آن ها شود.( 440 هرتز برای سیم لا تعیین کردن)
خوب .. اما بریم سراغ گام ها یا چگونگی بیان احساسات با این نیم پرده ها.
که مقدمه ای بشه برای تعریف الفبای نت ها. ببینید اگر تمام این نیم پرده ها را در اختیار بگیریم و به طور تصادفی هر کدام از ان ها را بزنیم و سعی در زدن آهنگی کنیم و از همه این نیم پرده ها استفاده کنیم صدایی که تولید میشود و آهنگی که زده میشود کاملا بی حس!! البته شاید اونم تو طبیعت حس خاص خودش رو داشته باشه.. خلاصه این که صدای بیخودی تولید میشه.(گاهی جاهای خنده دار استفاده میشه). و اصلا هیچ گونه احساس زیبایی توش نیست. این رو اصطلاحا گام کروماتیک میگویند که دوازده نت دوازده نت (همان نیم پرده ها(تمام آنها)) میباشد.
در واقع آهنگ های غمگین شاد و ده ها حس دیگه چجوری از این نیم پرده ها تولید میشه؟
در پاسخ باید بگم که ما برای آهنگ ساختن با این نت ها مثلا در سبک غمگین نباید تمام این نیم پرده ها را استفاده کنیم و باید یک اسکلت بندی از این نیم پرده ها را انتخاب کرده و ففط از اونا استفاده کنیم تا بتوانیم آهنگ خودمون رو بنوازیم و نت هایی که انتخاب نمیشن استفاده نمیشن دیگه.. بهمین خاطر هست که در پیانو بعضی نیم پرده ها به صورت مشکی رنگ جدا شدند.
به این جدا سازی و اسکلت بندی انتخاب نیم پرده ها (گام) میگویند.
گام های مختلفی در موسیقی وجود دارند که مشهور ترین آنها گام های مینور و ماژور میباشد.
گام های مینور غمگین و گام های ماژور شاد هستند. خوب طریقه ساخت گام مینور و ماژور رو براتون توضیح میدم.
ذهنتون رو با این اسم ها درگیر نکنید. اسم های خیلی زیادی وجود دارند و دلیل وجودشون رو توضیح میدم.
تاحالا از خودتون پرسیدین آهنگ هندی با آهنگ پلنگ صورتی با آهنگ عربی با آهنگ های آروم یا آهنگ های شاد و غمگین یا شاد ملایم یا غمگین ملایم یا هزاران احساس دیگر از کجا می آیند؟ یا اصلا چرا از وسط آهنگ پلنگ صورتی آهنگ غمگین مثلا هندی بیرون نمیاد؟ یا چرا در میان آهنگ فیلم محمد رسول الله که گام خاصی برای خودش هست آهنگ شاد ملایم دیده نمیشه؟؟ چون در همه این ها یک اسکلت بندی از میان دوازده نیم پرده انتخاب شده که فقط در هون نیم پرده ها آهنگش رو نواخته. این اسکلت بندی ماهیت احساس و هویت آهنگ هستش.
بذارید همینجا من نت های زبان موسیقی یا همون do re mi fa sol la si رو توضیح بدم.
ببینید اگر یک فرکانس خاصی رو نت do در نظر بگیریم حالا دو نیم پرده جلو بریم نت re به وجود میاد. اگر دو نیم پرده دیگه جلو بریم نت mi به وجود میاد . اگر یک نیم پرده دیگه جلوتر بریم نت fa به دست میاد. اگر دو نیم پرده دیگه جلو بریم نت sol و اگر دو نیم پرده دیگه جلو بریم نت la و دو نیم پرده دیگه جلو تر نت si هست. حالا اگه نیم پرده دیگه جلو تر بریم دوباره از اول نت do به دست می آید . همان نتی که فرکانسش دوبرابر نت do اولی هست (بالا توضیح دادم) و این روند تکرار میشه به طور خلاصه فاصله بین همشون یک پرده هست به جز می و فا نیم پرده ، سی و دو نیز نیم پرده هست. (اگر از do اولی تا do بعدی نیم پرده ها رو بشمارید همون 12 تا میشه).
در موسیقی این تعریف هستش که اصطلاحا میگن do دومی یک اکتاو از do اولی جلو تر هست.
do re mi fa sol la si do re mi fa sol la si do re mi fa sol la si … >> گام دیاتونیک
پس این تکرار همچنان وجود دارد.
همین الان گیتار رو بردارید و نت دو رو پیدا کنید. حالا دو نیم پرده یا دو فرت بیاید پایینتر میشه re و همیطور ادامه بدید . تا بیاد پایین . میبینید که نت های موسیقی رو طوری تعریف کردند که استفاده از اونا احساس خاصی رو منتقل میکنه. اصطلاحا انتخاب اسم نت هارا بر اساس گامی ماژور ایجاد کرده اند که این نوع ارایش دقیقا دو ماژور هست. به این گام اصطلاحا گام دیاتونیک میگویند. بعد دقیق تر توضیح میدم.
یک نمونه استاندارد دیگر نیز وجود دارد که این حروف موسیقی را با حروف انگلیسی نشان میدهند که به صورت زیر است.
C(do) D(re) E(mi) F(fa) G(sol) A(la) B(si)